عرشیا

عرشیا

عرشیا

عرشیا

رنگهای طبیعت با صدای استاد جلال تاج اصفهانی

 

در گلستان ، از طبیعت
بین چه سان گشته عیان اسرار پنهان
پر شد از سبزه و گل دامان بستان
شد عیان گل به گلستان ، دور غم شد به پایان
شورش مرغان شد ز گردون به کیواناستاد جلال تاج اصفهانی
رخ تو رخ گل هر دو باهم
دل من و دل تو گشته خرم
با عشق تو یک سره می سوزم
با هجر تو یک دله می سازم
پرده ز رویت باز کن
مهر و وفا آغاز کن
جان من آخر کن رحمی
خیز و به بستان ، ای گل خندان ، جامه گلگون پوش
جامه گلگون رغم رقیبان ، گنبد گردون نوش
رو به چمن کن دیده بینش باز از هم
منظره گل بنگر و دل کن شاد و خرم
چند . به ذلت در دوران
سوزم و سازم با هجران
ز آتش عشقت سوخت ، همه سر و سامانم
دل و ره و ایمانم
دل تو تا کی در ره جهل و پستی
سر تو تا کی خالی از شور مستی
فصل بهار است ، آب و چو آتش ، خیز و به مینا کن
مرغ چمن است نغمه دلکش واله و شیدا کن

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد